العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

61

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

بر خدا و مدح اولياء خدا به همين روش است . اگر گويند وابستگى به اين جانوران چه مدحى دارد و يا وابستگى جانوران ديگر چه نكوهشى دارد ؟ گوئيم ما خود وابستگى را مايه مدح و ذم ندانستيم بلكه گفتيم ممكن است شيوه مؤمنان دوستدار اولياء خدا و معاندان دشمن خدا اين باشد كه پر با پرنده‌هائى پيوندند و هم شيوه دشمنان خدا اين باشد كه با پرنده ديگر مأنوس باشند و يكى ممدوح باشد نه براى وابستگى بدان پرنده بلكه براى درست بودن وابستگى به دو و مدح و ثناى او را بدين پرنده نسبت داده كه از وابسته به دو است بطور مجاز و همچنين در ذم مقابل مدح . اگر گويند پس چرا اتخاذ برخى از اين جانوران مذمت شده در صورتى كه نكوهشى ندارد و نكوهش از آن برگيرنده او است براى كفر و گمراهيش ؟ گوئيم : رواست كه اتخاذ اين گونه جانوران مفسده‌اى داشته باشد كه از آن نهى شده ولى آفرينش آن زشت نباشد چون سودهاى ديگر دارد جز ارتباط آدمى با آن و اتخاذ آن براهى كه مفسده بار نباشد و رواست كه برگرفتن جانورها كه غدقن شده براى شومى و بدفالى باشد كه شيوه‌هاى عرب بوده ، و اين غدقن بعقيده كسى هم كه بدفالى را بىپايه داند درست است ، زيرا خود بد دلى گر چه اثر واقعى ندارد ولى مايه نگرانى و پريشانى خاطر است و بايد از آن دورى كرد ، و بدين معنى است كه فرموده عليه السّلام « دردمند نزد تندرست نرود » . و اما حرمت مار ماهى و مانندش ممكن است براى زيانى باشد در خوردن آن چنانچه در حرامهاى ديگر . گوئيم ، و اما اينكه گفته‌اند مار ماهى مسخ شده است براى اينكه منكر ولايت شده خنده آور است و بايد از گوينده‌اش تعجب كرد و از كسى كه آن را بپذيرد و حرمت گوشت خرس و ميمون و فيل چون محرمات ديگر شريعت است و سبب تحريم يكى است ، و قول باينكه مسخ شدند اگر به زور بپذيريم تفسيرش كنيم باينكه